جان باختگان به بوی فردایی نو

برای قربانیان کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در سال
۱۳۶۷

سعید یوسف

با طرح‌هایی از اردشیر محصص
چاپ اول: تابستان 2003/۱۳۸۲ ، ۴۴ صفحه

Fallen, Aspiring to a Better Tomorrow
With the drawings of Ardeshir Mohases
Saed Yousef
First edition: Summer 2003, 44 pages
In Persian
More information

 

برای سفارش/To order

This product is currently out of stock and unavailable.

Description

این دفتر در برگیرنده‌ی یک یادداشت است از ناصر مهاجر، چکامه‌ی بلند سعید یوسف، چهار طرح از اردشیر محصص که برای چکامه تهیه شده و سرآخر، چند نکته از شاعر.
در سرآغاز، ناصر مهاجر نوشته است: « جان باختگان به بوی فردایی نو، بازدید شاعر خوب ما سعید یوسف است از آن کشتارگاه و نیز روایت منظوم او از آن کشتار، در بافتی داستانی- نمایشی… در این نخستین چکامه درباره‌ی کشتار بزرگ ۱۳۶۷، یک باره خود را در زندان جمهوری اسلامی می‌یابیم… آنگاه به فضا و صحن زندان- کشتارگاه، کشیده می‌شویم. رفتار زندان‌بان را با زندانی‌های چپ و مجاهد می‌بینیم و گفتگو‌هاشان را می‌شنویم و از این رهگذر می‌فهمیم که هر یک از محکومان به مرگ، به دلیل و دست‌آویزی از خواندن نماز سرباز زده… وصیت‌نامه‌ی مادر جوانی که پس از به دنیا آوردن فرزندش به جوخه‌ی اعدام سپرده می‌شود، جه بسا نقطه‌ی اوج چکامه باشد. او به امیدش می‌گوید:
غصه نخوری، خنده به لب می‌میرم/ با شادی و شنگی و طرب می‌‌‌‌‌میرم
اعدام مرا کاش تو هم می‌دیدی/ تا مات بمانی که عجب می‌میرم…»

نوشته‌های همخوان…